تبليغاتX
** تنها ترین تنها منم **



** تنها ترین تنها منم **

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
بازهم می نویسم از اشک...
 

 

 

بازهم می نویسم از اشک...

 

بازهم می نویسم از اشک !!

باز از تو می نویسم ، از غم دلتنگی ات !

مینویسم که دلم هوایت را کرده است ، کاش تو را میدیدم !

 به چشمهایت خیره میشدم و با تو درد دل می کردم !


باز هم می نویسم از عشق ، از احساسی که من نسبت به تو دارم !

احساسی به لطافت دستها مهربانت ،

                  به پاکی قلبت و به قشنگی لحظه دیدار !


حالا که دل تنگم ، حالا که بغض گلویم را گرفته !

و راهی جزاشک ریختن ندارم ،  پس باز هم می نویسم ازاشک  !


همان قطره پاکی که از چشمهای خسته ام سرازیر می شود !

قطره ای که از درون آن می توان یه عالمه محبت و عشق دید !


قطره ای که درونش دلتنگی است ، غم عاشقی ست !

اری همان اشک همانی که در لحظه دیدار بر روی گونه هایم دیدی !


پرسیدی که این چیست ؟ با این که می دانستم اشک است

اما گفتم که چیزی نیست !


با دستهای مهربانت اشکهای رو گونه ام را پاک کردی و مرا آرام کردی !

برای نوشتن لحظه ای اشک ریختن باید صد ها بار کاغذ سفید دفترم را پاره

 پاره کنم ، آنگاه که از احساس زیبا می نویسم چشم هایم شروع به اشک

 ریختن می کند ، اشکهای که بر روی صجفه سفید کاغذ میریزد !


اما آیا کسی فهمید که اینها اشک است ؟

چرا اشک ؟ دلم گرفته است بخدا دلتنگ یارم !

 برای یه لحظه نگاه به چشمهایش !

 احساسی را زیباتر از اشک ریختن در لحظهای عاشقی ندیده ام !

اگر چه زیباست اما از درون تلخ تلخ است ! 

باز هم می نویسم از اشک ، تا ببینی ،

 

            بخوانی و بدانی که طاقت یک لحظه دوری ات را ندارم !

 

 

Writer By : Mehdi loghmani  

 

(( کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است ))


نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: پنجشنبه ششم فروردین 1388 در ساعت: 22:41
|+|
در اوج تنهـــــــــــــــــــایی

                   در اوج تنهایی ام

 

صدای سکوت فضای غمگین قلبم را پیچیده ،

 تنهایی آمده و وجودم را با سردی وجودش پریشان کرده...

من در اوج بی کسی ام ، کسی نیست

اینجا جز تنهایی که همدرد من است !

برایم میخواند آوازی با صدای آرامش ،

 میداند که در قلبم چه میگذرد و میخواند راز درونی ام را !

در این آرامش ظاهری و ناخواسته ام ،

باطنی اشتفه دارم ، از صدای آواز عشق بیزارم

که مرا اینگونه در حسرت روزهای بهاری برده است !


من در اوج تنهایی ام و تنهایی در اوج خوشحالیست ،

 زیرا دیگر تنها نیست و مرا دارد !

وقتی به درد دل تنهایی گوش میکنم

با خود میگویم ای کاش که از آغاز تنها بودم که اینگونه در غم پایان ننشینم !

آن غوغایی که در روزهای عاشقی قلبم داشت دیگر ندارد ،

بقرار وبی تاب نیست ، انتظار برایش معنایی ندارد !

با اینکه در اوج تنهایی ام اما با تنهایی  رفیقم ،

 هو ام درد مرا میفهمد و هم من راز تنهایی را از نگاه پرنده تنها میخوانم !

دیگر شب و روز درد مرا نمیفهمد ، ماه نگاهش به عاشقان است ،

ستاره ها به سوی دیگر چشمک میزنند

 و خورشید به آن سو می تابد که کسی انجا به انتظار نشسته است !

من در اوج تنهایی ام و میدانم که تنهایی، 

 در این روزهای بی روح دوای درد قلب شکسته ام نیست !

گرچه پر از درد است اما باید سوخت ،

گرچه تلخ است اما باید طعمش را چشید !

تنهایی زودگذر است ، اما گذر همین چند لحظه مرا می آزارد !

خواستم به فردا امید داشته باشم ،

 غروب که رسید مرا از فردا نیز ناامید کرد !

به انتظار طلوعی دیگر مینشینم ،

یک شب دیگر در اوج تنهایی و شاید یک آغاز دیگر در فصل عاشقی !

 

 

آن غوغایی که در روزهای عاشقی قلبم داشت دیگر ندارد

 

                      بیقرار و بی تاب نیست ، انتظار برایش معنایی ندارد !

 

                                                   

Writer By : Mehdi loghmani  

 

(( کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است ))

 

 


نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 در ساعت: 16:18
|+|
تسلیت قــــــــــــــلب صبورم
 

                                              تسلیت قــــــــــــــلب صبورم

 

منو تو این دنیا تنها گذاشتی

 

فکر چشمای خیس من نبودی؟

 

عزیزم  به خدا ،دعا کردم گریه کردم به خدای آسمونا التماس کردم

 

تا شاید   خدا دلش به حال من بسوزه و تو رو از من نگیره 

 

عزیزم یادته،یادته می خواستی برای آخرین بار باهام خداحافظی کنی

 

یادته من بهت چی  گفتم؟

 

بهت گفتم امروز خداحافظی نمی کنیم چون می دونم تو بر می گردی

 

و تو گفتی هر چی که تو بگی.

 

ما به امید دیدار مجدد از هم جدا شدیم اما بعد از رفتنت دیگه بر نگشتی

 

من اشتباه کردم کاش برای آخرین بار باهات خداحافظی میکردم

 

می دونم عزیزکم   تو  به خواست خودت نرفتی  بازی روزگار

 

 تو رو از صحنه زندگی محو کرد

 

و حالا تو رفتی ،رفتی پیش   خدای آسمونا

 

خدایا فقط یه خواهش مواظبش باش بهش سخت نگیر خواهش می کن

 

                                        قابل توجه دوستان گلــــــــــــــــــــــــــــم

 

وبلاگ من در نظرسنجی ماهیانه نایت اسکین تو ۹۹ وبلاگ برتر با ۳۶۹ رای به عنوان وبلاگ برتر تیر ماه  انتخاب شد از همه کسانی که به من رای دادن ممنونم

                             http://www.night-skin.com/topblog 


نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: جمعه بیست و هشتم تیر 1387 در ساعت: 9:27
|+|
نفس نفس در پی توام
 

نفس نفس در پی توام

 

قدم زنان ، نفس نفس در پی توام ، با هر نفس به عشق تو زنده ام !

 

تو را می سپارم به قلبم ، حالا تو هستی و یک مجنون !

 

مجنونی که هیچگاه از عشقت خسته نمی شود !

 

با آن چشمهای زیبایت مرا ببین ،

 

ببین که چه بچگانه به آن چشمهایت خیره می شوم !

 

وقتی در کنار می قلبم تند تند میتپد ،

 

 دستت را بر روی قلبم بگذار و حس کن که چه عاشقانه برای تو میتپد !

 

بشنو صدای نفسهایم را که با هر نفس میگویم دوستت دارم عزیزم !

 

بگذار با عشق تو زندگی کنم ، بگذار در کنار تو با آرامش عاشق بمانم !

 

مرا در دام تنهایی نینداز ؛

 

به خدا دیگر طاقت یک لحظه دوری تو را ندارم !

 

قدم زنان ، نفس نفس به دنبال تو می آیم !

 

من که احساس خستگی نمی کنم تا آخر دنیا با تو می مانم !

 

بگذار دستانت را بفشارم ، آن دستهای گرمت را از من جدا نکن !

 

مرا ببین ، عاشق تر از من کسی نیست !

 

 کسی نیست که با تو و پا به پای تو در جاده های زندگی

 

تا آخرین نفس همسفرت بماند !

 

بگذار همیشه با تو باشم ، یک لحظه نیز از تو دور نباشم !

 

میخواهم از با تو بودن خاطره تلخ به جا بماند ،

 

 نمی خواهم به یاد تو باشم ، آرزو دارم همیشه در کنار تو باشم !

 

من که همیشه به یاد توام ، لحظه به لحظه در آرزوی دیدن توام

 

من که دوری تو را تحمل می کنم ،

 

 قلبم نا آرام را به خاطر تو آرام می کنم !

 

این لحظه های عاشقی برای ما پایانی نخواهد داشت !

 

با تو باشم ، یا بدون تو من یک عاشقم !

 

عاشق تو ، عاشق ان قلب مهربان تو !

 

زندگی ام ، قلبم ، عشقم تا ابد به نام تو خواهد بود عزیزم !

 

 

    قدم زنان نفس نفس در پی توام ، با هر نفس به عشق تو زنده ام

 

قدم زنان نفس نفس به دنبال تو می آیم ، من که احساس خستگی نمی کنم

 

تا آخر دنیا با تو می مانم .........

 

Writer By : Mehdi loghmani  

 

(( کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است ))

 

                                 

 


نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه چهارم تیر 1387 در ساعت: 15:58
|+|
درد عشق

درد عشق

 

درد من عاشقیست !!!!!!

 

درد من عاشقیست ، احساسم در این روزها دلتنگیست !

 

دردی در سینه ام دارم که تنها قلبم میداند !

احساسی در قلبم دارم که تنها خدا میداند !

 

این روزها دلم بدجور هوایت را کرده است ، دلم برایت تنگ شده است !

 

خیلی برام عزیزی عزیزم ، تا تو را دارم ،

 

هیچ غمی جز غم دوری ات در دل ندارم !

 

کاش در کنارم  بودی ، کاش بودی تا  دیگر هیچ غمی در دل نداشتم !

 

نیاز من در کنار تو بودن است ، آرزوی من همیشه با تو بودن است !

 

خسته نمی شوم از دلتنگی اما شاید لحظه ای تنها دلشکسته شوم !

 

می سازم با این لحظه های دور از تو بودن و میگذرانم 

 

این لحظه های نفسگیر را !

 

از من خواسته بودی هیچگاه اشک نریزم ،

 

راستش را بخواهی اینک چشمانم پر از اشک است !

 

چشم مثل قلبم صبور نیست ! زود می شکند

 

و زود دلش هوای دیدن تو را میکند !

 

درد من ، درد تو است ، درد ما در عشق است !

 

با درد عشق سوختم ، با لحظه های دلتنگی ساختم ،

 

عاشق ماندم و عاشقانه با یادت زندگی میکنم !

 

در لحظه های دلتنگی در گوشه ای مینشینم و به تو می اندیشم ...

 

دلم بد جوری بهانه میگیرد ، تو مال منی اما در کنارم نیستی !

 

درد من عاشقیست ، دردی که دوای آن فقط تویی !

 

بیا و با حضورت در کنارم مرا درمان کن !

 

در این لحظه هایی که در کنارم نیستی دلم تنها تو را میخواهد !

 

تنها تو می توانی درد دلم را درمان کنی !

 

Writer By : Mehdi loghmani  

 

(( کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است ))

 


نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه هفتم خرداد 1387 در ساعت: 15:44
|+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie

JavaScript Codes

JavaScript Codes

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس